یـــــک فنـــجان تفــریـــح
 
باور کنید تلخی اش به یک بار امتحان کردن می ارزد

بستن پنجره
مديريت وبلاگ يک فنجان تفريح مقدم شما بازديد کننده گرامي را خوش آمد ميگويد . براي
مکاتبه با ما
اينجا
کليک کنيد

پست شماره 8  وبلاگم رو دوباره بیان میکنم چونبه خودم مربوطه !!!!!

 

قربان وجودت که وجودم ز وجود تو آمد به وجود مادر ....

 

 پ . ن - روز زن رو به همه بانوان ایران زمین  تبریک میگویم .

 

جان من ایندفه بهتر  لایک کنیدا ؟؟


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩۱ توسط محمد رفیعی

اولا: بگم که تیتر مطلب رو همینجوری به ذهنم رسید نوشتم

دوما :خاک برسرا چه زود این دو تا عکس پست قبلی رو فیلتر کردن مگه چی بوده جز مشروب و دختر

سوما: من رای نمیدم

چهارما : پیامک از دیار باقی : اگه درد ، کوفت ، گرونی ، خالی بندی ، دشمن ، جنگ ، تحریم میخواستید خب چرا به خودم نگفتین ؟ ( محمد رضا پهلوی )

 واما این هفته :

به چند جوان بیکار و علاف ، سربزیر ، منظم ،کمرو ، فشن ، جهت ایستادن به جای مجسمه فردوسی  با حقوق مکفی  به صورت  24 - 48  با جای خواب برای آقایان نیازمندیم ؟

دمت گرم بی زحمت اون دکمه لایک رو بزن  جای دوری نمیره


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩۱ توسط محمد رفیعی

نشستم پای مشروب گفتن بخور بگو : به سلامتی اونیکه دوستش داری ، پیک رو به لبم نزدیک کردم نخوردم ولی گفتم : به سلامتی اونیکه به سلامتی وجودش نفس میکشم .  گفتند نخوردی ؟ گفتم : سلامتی اونیکه توی پاکی میخوامش نه تو مستی

بزن به افتخارش او لایک رو


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩۱ توسط محمد رفیعی

زرتشت بیاکه با تو امیدآید
شب نیز صدای پای خورشید آید
تاریخ اگر دوباره تکرار شود
انسان به طواف تخت جمشید آید.

آغاز سال 7034 میترایی آریایی، 3750 زرتشتی،1391 خورشیدی بر شما همایون باد.
امیدوارم سالی سرشار از موفقیت و پیروزی داشته باشید.

 

راستی وبلاگمم یه  ساله شد !!!


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٠ توسط محمد رفیعی

 

کبوتر لب تنگ ماهی نشست و به ماهی گفت… تو که سقف قفست شکسته چرا پرواز نمیکنی؟

 


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩٠ توسط محمد رفیعی

 ایرانیان بسیارى در سرتاسر جهان در حال تماشاى این لحظه‌اند و گمان دارم خوشحالند. نه فقط به خاطر یک جایزه‌ مهم یا یک فیلم یا یک فیلمساز. آن‌ها خوشحالند چون در روزهایى که سخن از جنگ، تهدید، و خشونت میان سیاستمداران در تبادل است نام کشورشان ایران از دریچه‌ باشکوه فرهنگ به زبان مى‌آید. فرهنگى غنى و کهن که زیرگرد و غبار سیاست پنهان مانده. من با افتخار این جایزه را به مردم سرزمینم تقدیم مى‌کنم. مردمى که به همه‌ فرهنگ‌ها و تمدن‌ها احترام مى‌گذارند و از دشمنى کردن و کینه ورزیدن بیزارند.

مبارکت باد


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۸ اسفند ۱۳٩٠ توسط محمد رفیعی

tir

khordad

ordibehesht

farvardin

aban

mehr

shahrivar

mordad

esfand

bahman

dey

azar

 اگه نوشته ها به صورت خوانا نیستند درون مربع فال راست کلید کرده و از

قسمت Encoding بر روی  Arabic کلید کنید


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱ اسفند ۱۳٩٠ توسط محمد رفیعی

دیشب با دوستم رفته بودم رستوان سنتی.... روبروی تخت ما یه دختر و پسر نشسته بودن که پسره پشتش به تخت ما بود، معلوم بود با هم دوست هستند، اتفاقی چشمم به چشمه دختره افتاد.... قشنگ معلوم بود پسره عاشقه دخترست، دختره شروع کرد به آمار دادن، سرمو انداختم پایین.... دفعه بعدی تحریک شدم با نگاه بازی کردیم. خلاصه یه کاغذ برداشتمو به دختره علامت دادم، با نگاهش قبول کرد، بلند شدن ، پسره جلو رفت که حساب کنه دختره به تخت ما رسید دستشو دراز کرد کاغذ رو گرفت، براش نوشته بودم

..... ..... خیـــــــلی پستی


پی نوشت:

خانم ها لطفا جای پسر و دختر را عوض کنند


نوشته شده در تاريخ شنبه ۸ بهمن ۱۳٩٠ توسط محمد رفیعی

جاتون خالی دیروز دوتا امتحان زبان تخصصی و شبکه داشتم

زبان رو که ساعت 11 داشتم  الکی یه چیزی نوشتیم سیاه کردیم

ساعت 2 هم شبکه داشتم مدتش 50 دقیقه بود 35 تا سوال تشریحیاوه

ما هم که علامه و همه چی بلد !! خلاصه واستون بگم که سوالا اینقدر آسون و آشنا بود

که من پای رونالدو و جنیفر و جایزه گلدن اصغر فرهادی رو تو برگه باز کردم

آخر برگه هم شمارمو نوشتم

به نظر شما قبول میشم !؟

خدایی دم خودم گرم که از همه چی نوشتم ‘ دخترا که با کوله باری پر از اشک سالن رو ترک گفتند . !!


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢۸ دی ۱۳٩٠ توسط محمد رفیعی

قابل توجه آنهایی که از ساز مخالف و باد مخالف و جریان ناموافق زندگی می نالند و نا امیدند  ( خودم !!‌):

" باد بادک زمانی اوج میگیرد که با باد مخالف روبرو شود ... "

تو میتوانی ، کافیست اراده و تلاش کنی ،

امید به خدا...

خدا با ماست ...


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٢٥ دی ۱۳٩٠ توسط محمد رفیعی

دیروز رفته بودیم مهمونی (جشن تولد ) من به همراه یکی از دوستان رفتیم شیرینی فروشی تا کیک رو تحویل بگیریم . همین که شاگرد شیرینی فروشی کیک به دست داشت میومد تا تحویلمون بده یکی صداش میکنه و اونم با کیک برمیگرده پشت سرشو نگاه میکنه .در همین حال پاش به بدنه یخچال گیر میکنه و خودش و کیک شیرجه میرن تو یخچال
همینکه داشتیم اونجارو رو سرمون خراب میکردیم هرچی به صاحب اونجا میگفتیم میگفت ایرادی نداره  حکمتی داشته !!!
آخه میخوام بدونم که چه حکمتی داشته که باید جشن تولد یک بچه رو که کلی مهمون و 15 تا همکلاسیشو دعوت کرده اینجوری خراب بشه !!!
یاد جمله گاندی افتادم که میگه :

درد من تنهایی نیست ، بلکه مرگ ملتی است که گدایی را قناعت ، بی عرضگی

را صبر و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خداوند می نامند .


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢۱ دی ۱۳٩٠ توسط محمد رفیعی

سلام دوستان

نظرتون رو درباره هدر وبلاگ ( یا همون عکس بالای وب ) بگید .


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۸ دی ۱۳٩٠ توسط محمد رفیعی

دوستان از اینکه وبلاگ مرا از طریق ایمیل نقد میکنید ممنونم .حالا مترجما بیان وسط میخوام ببینم چی کاره اند یا به قول یکی از دوستام  "کی با کی چند چنده"

من که وقتی خوندمش هنگ کردم :

دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ ، ای هیچ زبهرهیچ بر خویش مپیچ

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۱ دی ۱۳٩٠ توسط محمد رفیعی

آدم باید چیجوری باشه تا مردم راضی باشند ؟؟؟؟؟


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ٥ دی ۱۳٩٠ توسط محمد رفیعی

من نوشتم از راست تو نوشتی از چپ وسط سطر رسیدیم به هم


 

 

 

 

مؤسسه خیریه محک  حمایت از کودکان مبتلا به سرطان


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٠ توسط محمد رفیعی

هر کــــــسی‌ به نوعــــــی تــــــنهاست.بیائید تنهایــــــیتان را تعریــــــف کــــــنید!!!
تنهایی به این معنی نیست که هیچکی دور و ورت نباشه. تنهایی به این معنیه که اونی که تمام زندگیته برای تو نباشه .

2-

نمی نویسم ..... چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی! حرف نمی زنم ....چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی! نگاهت نمی کنم ......
چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینی! صدایت نمی زنم ..... زیرا اشک های من برای
تو بی فایده است! فقط می خندم ...... چون تو در هر صورت می گویی من دیوانه ام

یه دنیادلم گرفته


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱٦ آذر ۱۳٩٠ توسط محمد رفیعی

وقتی که گفتی من رو فراموش کن ، داشتم سعی می کردم به خاطر بیارم تو کی هستی


نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۱ آذر ۱۳٩٠ توسط محمد رفیعی

حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود.

 اما افسوس که به جای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند .

و بزرگترین درد او را بی آبی نشان دادند .

                                                 "دکتر علی شریعتی "

____________

هوا بس ناجوانمردانه سرد است


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ٧ آذر ۱۳٩٠ توسط محمد رفیعی

سلام

کسی میدونه که فرق باز کردن وبلاگ من تو اینترنت اکسپلورر با فایر فاکس چیه  و چرا  !!!!

به خدا جایزه هم داره


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢ آذر ۱۳٩٠ توسط محمد رفیعی

تو شهری که می ریزند تو باغ ، می برند ، تجاوز می کند؛

 

10 روز مانده به محرم، شهر را سیاه پوش می کنند!

 

پ . ن : عادت ماست که از این طرف پشت بوم بیافتیم زمین یا از اون طرف پشت بوم!


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۳٠ آبان ۱۳٩٠ توسط محمد رفیعی

تلخ است . . . باور نبودن آن ها که می توانستند باشند و تلخ تر است امروز باور آن ها که ادعای ماندن می کنند.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٢٢ آبان ۱۳٩٠ توسط محمد رفیعی

توی مدرسه هر سوالی را که در امتحانهایم درست جواب میدادم ، بعدا می فهمیدم که کاملا غلط بوده.

 این اتفاق بعدها در زندگیم هم ادامه یافت. هر وقت فکر کردم درست رفتار کرده ام ، دیدم یک جای کار اشتباه بود .

راستی به سلامتیه اونیکه بیخیالمونه ولی تو خیالمونه


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱٧ آبان ۱۳٩٠ توسط محمد رفیعی
تمامي حقوق اين وبلاگ محفوظ است | طراحي : پيچک
فال حافظ