یـــــک فنـــجان تفــریـــح
 
باور کنید تلخی اش به یک بار امتحان کردن می ارزد

بستن پنجره
مديريت وبلاگ يک فنجان تفريح مقدم شما بازديد کننده گرامي را خوش آمد ميگويد . براي
مکاتبه با ما
اينجا
کليک کنيد

روزی روزگاری نویسنده جوانی از جرج برنارد شاو پرسید :

« شما برای چی می نویسید استاد؟»

برنارد شاو جواب داد:

« برای یک لقمه نان.»

پسره بهش برخورد. پس توپید که:

« متاسفم . برخلاف شما ما برای فرهنگ می نویسیم.»

برنارد شاو گفت:

« عیبی ندارد پسرم. هر کدام از ما برای چیزی می نویسیم که نداریم.»


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٠ توسط محمد رفیعی

داشت میرفت خانه که همکار خانم بغل دستی
پرسید امروز خیلی خندانی ؟
گفت یک هفته ای است برای پسری در اینترنت
نقش دختری را بازی میکنم  !
وقتی رفت همکارش با خود فکر کرد
نکند این همان دختره باشد .!!


نوشته شده در تاريخ شنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٠ توسط محمد رفیعی

شش پارادوکس در کشورما:

1-   هیچ کس کار نمی کند، اما تمام برنامه ها اجرا می شود.

2-   تمام برنامه ها اجرا می شوند، اما بازار راکد است.

3-   بازار راکد است، اما هیچ کس گرسنه نیست.

4-   هیچ کس گرسنه نیست، اما همه نا خوشنودند.

5-   همه ناخوشنودند، اما هیچ کس شکایتی ندارد.

6-   هیچ کس شکایتی ندارد، اما زندان ها پر است.

منبع : http://carolinn.persianblog.ir


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٠ توسط محمد رفیعی

شاید زندگی آن جشنی نباشد که ما آرزویش را داشتیم...

اما حال که به آن دعوت شده ایم پس بگذار تا میتوانیم شاد باشیم...


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٠ توسط محمد رفیعی

زندگی چیست ؟

 

اگر خنده است چرا گریه میکنیم ؟

 

اگر گریه است چرا خنده میکنیم ؟

 

اگر مرگ است چرا زندگی می کنیم ؟

 

 اگر زندگی است چرا می میریم ؟

 

اگرعشق است چرا به آن نمی رسیم ؟

 

اگر عشق نیست پس چرا عاشقیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٠ توسط محمد رفیعی

مامانش تعریف میکرد   میگفت :

اونقدر شیطان بود که همیشه بالای تیر چراغ برق محله بود .
ولی امروز اسمش روبروی تیر چراغ برق سر کوچه است .

پ.ن .  یادشان گرامی ، روحشان شاد .


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٠ توسط محمد رفیعی

از اینکه پسر دار شده بود افتخار میکرد
و اعتقاد داشت این پسره که نام خاندانش را زنده نگه میدارد
سالها بعد زمانی که درگذشت
پسر بلا فاصله نام خانوادگی اش را تغییر داد .


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩٠ توسط محمد رفیعی

دیروز گرفتنش بردنش کلانتری ،،

 میگه چرا منو آوردین اینجا ؟میگن واسه عرق خوری ..

میگه پس چرا نمیارین بخوریم!!؟


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٠ توسط محمد رفیعی

چند روز پیش جریمش کردن

به خاطر حرکات مارپیچ !

ولی اون فقط داشت چاله چوله های خیابون رو رد می کرد!

سوالسوالسوالسوال

منبع برداشت : http://www.amber-eye.blogfa.com/


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٠ توسط محمد رفیعی

دستۀ اول:

آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم نیستند
عمدة آدم‌ها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن‌هاست که قابل فهم می شوند. بنابراین اینان تنها هویّت جسمی دارند.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٠ توسط محمد رفیعی

دوستان ببخشید این مطلب کاملا تخصصی است . وتا مدتی دیگر یک وبلاگ با موضوع لینوکس خواهم زد .

یک کاربر خوش ذوق و خلاق در سایت http://gnome-look.org/ که سایتی کامل برای عنوان این تاپیک هستش! ابتکاری به خرج داده و مکعبی را شامل دستورات terminal طراحی کرده که می توانید آن را پرینت کرده و مکعبش کنید و کلی ازش استفاده و لذت ببرید!
این دستورات شامل دستورات مربوط مدیریت بسته ها٬ دستورات مرتبط با تنظیمات سیستم و نمایش٬ عملیات روی فایل ها و دایرکتوری ها٬ سطح دسترسی ها و دستورات شبکه است٬ همچنین یک وجه اون رو لوگوی اوبونتو تشکیل می دهد.

اینم فایل پی دی اف برای دانلود

http://s1.picofile.com/file/6578530180/119834_cheat_cube_ub.pdf.html

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٠ توسط محمد رفیعی

سلام دوستان

این مطلب جدید رو برام تو ایمیلم ارسال کردند که منو برد تو حال و هوای دوران دبستان

واقعا یادش بخیر چه دورانی بود  بخصصوص اولین روزی که خواستیم بریم مدرسه .

کاش دوباره بتونیم این داستانهای زیبا رو بخونیم .

راستی کسی میدونه که آیا هنوز داستانهایی مثل  دهقان فداکار ، پتروس  ، تصمیم کبری ، حسنی   هنوز تو کتابای دبستان هست یا نه |؟؟؟؟

 

خاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن مانا ترند
درس‌های سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود





ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه ٢ اردیبهشت ۱۳٩٠ توسط محمد رفیعی
تمامي حقوق اين وبلاگ محفوظ است | طراحي : پيچک
فال حافظ