یـــــک فنـــجان تفــریـــح
 
باور کنید تلخی اش به یک بار امتحان کردن می ارزد

بستن پنجره
مديريت وبلاگ يک فنجان تفريح مقدم شما بازديد کننده گرامي را خوش آمد ميگويد . براي
مکاتبه با ما
اينجا
کليک کنيد

دعای زیر از کتاب سومین جشنواره بین المللی «دستهای کوچک دعا» است.

این جشنواره سه سال است که در تبریز برگزارمیشود و دعاهای بچه‌های دنیا را

جمع آوری میکند و برگزیدگان را به تبریز دعوت و به آنها جایزه میدهد.

متنی که میخوانید قسمتی از این دعاهاست...


                                                                                

 

خدای عزیز!
هیچ فکر نمی کردم نارنجی و بنفش اینقدر به هم بیان. تا وقتی که غروب خورشیدی رو که روز سه‌شنبه ساخته بودی، دیدم، معرکه بود.     

 

خدا جون! تو که اینقدر بزرگ هستی چطوری میای خونه ما ؟ دعا می‌کنم به این سؤالم جواب بدی!

 

خانم‌مون گفته از بابا و مامان هم مهربون‌تری!

 

خدایا! شفای همه مریض‌ها رو بده هم چنین شفای منو تا مثل همه بازی کنم و هیچ‌کس نگران من نباشه.

 

خدایا بزرگترا می گن

بارون رحمت توئه!

اما من فکر می کنم وقتی بارون می گیره، تو دلت از آدما گرفته.

بارون اشک های توئه؟ نه؟

 

خدایا !!!

جالبه که تو به این بزرگی، هیچ وقت منو به این کوچیکی، فراموش نمی کنی،

ولی من به این کوچیکی، بعضی وقتها تو رو فراموش میکنم.

 

خدای عزیز!

ما خوندیم که توماس ادیسون نور رو اختراع کرد.

اما توی کلاسهای دینی مون به ما گفتن تو این کار رو کردی.

بنابراین شرط می‌بندم اون فکر تورو دزدیده.

 

در یادداشت دبیر جشنواره در ابتدای کتاب نوشته شده:

«هزاران نفر برای باریدن باران دعا می‌کنند

غافل از آنکه خداوند با کودکی است که چکمه‌هایش سوراخ است.»

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٠ توسط محمد رفیعی
تمامي حقوق اين وبلاگ محفوظ است | طراحي : پيچک
فال حافظ