نشستم پای مشروب گفتن بخور بگو : به سلامتی اونیکه دوستش داری ، پیک رو به لبم نزدیک کردم نخوردم ولی گفتم : به سلامتی اونیکه به سلامتی وجودش نفس میکشم .  گفتند نخوردی ؟ گفتم : سلامتی اونیکه توی پاکی میخوامش نه تو مستی

بزن به افتخارش او لایک رو

/ 8 نظر / 22 بازدید
پریسا

طعم بد الکل رو به جون می خرم فقط به خاطر اینکه موقع خوردنش بگم می زنم به سلامتی کسی که هیچ وقت نفهمید چقدر دوستش دارم می دونم ربطی به پست شما نداشت اما دوست داشتم بنویسمش

نوششششششششششششششششش

محمد

از خیانت گفتم توی این پست جدید تو اگر میخواهی با من همراه شوی و از این راز دلم کم کم آگاه شوی چند قدم اونور تر منتظر میمانم تا به یمن قدمت دلم آرام گیرد منتظر حضور گرمت[گل]

مهسا

سلام آقای رفیعی... دیگه سر نمی زنید! اینقدر سرتون شلوغه؟! موفق باشید[ناراحت]

مشاوره خانواده

در مَجد وشرف یکّه و تنها هستی / در فخر تو بس ، اُمّ ابیها هستی مریم که مقدس شده یک عیسی داشت / تو مادر یازده مسیحا هستی . . . شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) تسلیت باد.... [گل]

صبورا

سلام داداش وبلاگت معرکه اس خیلی پایه اس یه جورایی خیلی ازجنس خودمونی

درخیال

ارغوان شاخه همخون جدا مانده من آسمان تو چه رنگ است امروز؟ آفتابي ست هوا؟ يا گرفته است هنوز ؟ من در اين گوشه كه از دنيا بيرون است آفتابي به سرم نيست از بهاران خبرم نيست آنچه مي بينم ديوار است آه اين سخت سياه آن چنان نزديك است كه چو بر مي كشم از سينه نفس نفسم را بر مي گرداند[گل]...