پست زمان دار ( 1 )

شیشه ای می شکند... یک نفر می پرسد...چرا شیشه شکست؟ مادر می گوید...شاید این رفع بلاست. یک نفر زمزمه کرد...باد سرد وحشی مثل یک کودک شیطان آمد. شیشه ی پنجره را زود شکست.

کاش امشب که دلم مثل آن شیشه ی مغرور شکست، عابری خنده کنان می آمد... تکه ای از آن را برمی داشت مرهمی بر دل تنگم می شد... اما امشب دیدم... هیچ کس هیچ نگفت غصه ام را نشنید... از خودم می پرسم آیا ارزش قلب من از شیشه ی پنجره هم کمتر است؟دل من سخت شکست اما، هیچ کس هیچ نگفت و نپرسید چرا

پ. ن : این پست به مدت یک هفته برروی وبلاگ میماند


/ 10 نظر / 19 بازدید
همايون

سلام دوستم بسيار زيبا و دلنشين بود تشكر [لبخند][گل][گل][گل][گل][گل]

مشاوره خانواده

سلام دوست خوبم..... بسیار زیبا و لطیف بود.... ممنونم از حضورت.... [گل][گل][گل][گل][گل][لبخند]

غزل بهنام

سلام وبلاگ قشنگی دارین. متن هایی هم که گذاشتین بسیار قشنگ هستن موفق باشین

ندا

این شعر دوسش دارم چون یه حس عجیب و غریبی توش نهفته س !! علت انتخاب این شعر نمیدونم ولی خدا نکنه دلتــــــــــــــــون شکسته باشه . [گل]

ندا

این یه هفته دلیلی خاصی داره دیگــــــــــــه ! نه ؟؟[ناراحت]

مرضیه

همین دیشب دلم شکست ، کلی گریه کردم...[گریه]

بسیار زیبا

1دختر تنها

[دلشکسته] دل منم شکسته .