شعری از یک کودک آفریقائی نامزد جایزه ادبی2005 با ترجمه ی فارسی

شعری از یک کودک آفریقائی نامزد جایزه ادبی 2005 با ترجمه ی فارسی

When I born, IBlack

When I grow up, I Black,

When I go in sun, I Black,

When I scared, I Black,

When I sick, I Black,

...And when Idie, I still black

And you white fellow,

When you born, you Pink,

When you grow up, you White,

When you go in sun, you Red,

When you cold, you Blue

when you scared, you Yellow,

When you sick, you Green,

And when you die, you Gray...

And you call me colored!? 

زمانی که چشم به جهان گشودم سیاهبودم

بزرگ که شدم باز سیاه بودم

زیر آفتاب همچنان سیاه بودم

اگر از چیزی می ترسیدم سیاهبودم

پس از مرگ نیز سیاه خواهمبود

و تو ای سفید پوست

  زمانی که به دنیا آمدی صورتیبودی

اما بزرگ که می شوی سفید میشوی

در زیر آفتاب قرمز می شوی

سرما رنگ رخسارت را آبی میکند

اگر بترسی رنگت زرد می شود

و وقتی بیماری سبز می شوی

در زمان مرگ خاکستری خواهیبود

و آنگاه مرارنگین پوست می نامی!؟

 

 

/ 2 نظر / 18 بازدید
آزاد

دريچه باز قفس بر تازگي باغ ها سر انگيز است. اما ، بال از جنبش رسته است. وسوسه چمن ها بيهوده است. ميان پرنده و پرواز ، فراموشي بال و پر است. در چشم پرنده قطره بينايي است : ساقه به بالا مي رود . ميوه فرو مي افتد.دگرگوني غمناك است. نور ، آلودگي است. نوسان ، آلودگي است. رفتن ، آلودگي. پرنده در خواب بال و پرش تنها مانده است. چشمانش پرتوي ميوه ها را مي راند. سرودش بر زير وبم شاخه ها پيشي گرفته است. سرشاري اش قفس را مي لرزاند. نسيم ، هوا را مي شكند: دريچه قفس بي تاب است. سروده سهراب سپهری

عسل

خیلی از پستهاتون رو خوندم این بهترینش بود!!!! عالی بوووووووووووووووووووووووووود[گل]