نسخه یادتون نره

خانمی وارد داروخانه می‌شه و به دکتر داروساز می‌گه که به سیانور احتیاج داره! داروسازه می‌گه واسه چی سیانور می‌‌خوای؟ خانمه توضیح میده که لازمه شوهرش را مسموم کنه.

چشم‌های داروسازه چهارتا می‌شه و می گه: خدا رحم کنه، خانوم من نمی‌تونم به شما سیانور بدم که برید و شوهرتان را بکُشید! این بر خلاف قوانینه! من مجوز کارم را از دست خواهم داد..... هر دوی ما را زندانی خواهند کرد و دیگه بدتر از این نمی شه! نه خانوم، نـــه! شما حق ندارید سیانور داشته باشید و حداقل من به شما سیانور نخواهم داد


بعد از این حرف خانمه دستش رو می بره داخل کیفش و از اون یه عکس میاره بیرون؛ عکسی که در اون شوهرش و زن داروسازه توی یه رستوران داشتند شام می‌خوردند. داروسازه به عکسه نگاه می کنه و می گه: چرا به من نگفته بودید که نسخه دارید؟!

/ 7 نظر / 12 بازدید
سعیده

جالب بود[گل]

NaDia!!

[قهقهه] خیلی جالب بود[نیشخند][گل][گل]

یلدا

جالب بود .... با مدرک همه چی اثباتش راحته ... بیچاره کسایی که تو نادونیشون بهشون خیانت میشه

علی

زیبا بود ممنونم دوست عزیز

مهدی کشت کار

بسیار زیبا بود

مهدی کشت کار

بسیار زیبا بود

طوفان

با سلام از شعر "اتل متل توتوله این پسره سوسوله" خیلی خوشم اومد. خدایش تا حالا چند نفر رو سرکار گداشتی؟