پست ویژه ( 7 )

روزی روزگاری نویسنده جوانی از جرج برنارد شاو پرسید :

« شما برای چی می نویسید استاد؟»

برنارد شاو جواب داد:

« برای یک لقمه نان.»

پسره بهش برخورد. پس توپید که:

« متاسفم . برخلاف شما ما برای فرهنگ می نویسیم.»

برنارد شاو گفت:

« عیبی ندارد پسرم. هر کدام از ما برای چیزی می نویسیم که نداریم.»

/ 8 نظر / 9 بازدید
ثمره

راستی.... میشه لینکمو درست کنی؟؟[نیشخند] عنوان وبم عوض شده هاااا[پلک]

مرتضی نت

سلام شرمنده دیر لینک کردم آخه شما کجا ما کجا...[چشمک]

مریم

..ღ♥ღ ..ღღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ ...ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ .......................ღ♥ღ ...........ღ♥ღ...ღ♥ღ ...........ღ♥ღ ...........ღ♥ღ.........ღ♥ღ.....ღ♥ღ ...........ღ..ღ♥ღ.......ღ♥ღ.....ღ♥ღ ...........ღ......ღ♥ღ.....ღ♥ღ.....ღ♥ღ ...........ღ♥ღ♥ღღ♥ღღ♥ღ♥ღ♥ ......ღ♥ღ ...........ღ♥ღღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღღ♥........ღ♥ღ ....................................................ღ♥ღ ..........................@@..@@.............ღ♥ღ ..........................@@..@@.............ღ♥ღ ..............................@@................ღ♥ღ ..............................@@...............ღ♥ღ من لینکتون کردماااخواستین لینکم کنین[نیشخند]

سوگند

نوشتن واقعا آرامش بخشه اما نه برای نداشته هایی که باید برای به دست اوردنش جایی دیگه دنبالش بگردیم[لبخند]......متشکرم

ندا

سلام خوبین شما جناب رفیعی بدون هیچ مبالغه باید بگم با اینکه اپ هاتون کوتاه ست و لی در عین حال خیلی قشنگ و خوندنی و با مفهومه !

R.M.A

........ خیلی وقتها اینجوری میشم هیچ حرفی برای نوشته هات ندارم جز تامل .

ايمان

يه جا خوندم اينو هيتلر وناپلئون بهم گفتند يه بار ديگه ام يه بسيجي و يه سبز كلا اختلاف هست توي روايت ها